محمد ابراهيم آيتى
311
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
بود و « سعد بن معاذ » و « سعد بن عباده » كه هر كدام زرهپوش بودند ، پيش روى رسول خدا مىرفتند . پرچمداران مسلمين رسول خدا پيش از حركت ، سه نيزه خواست و سه پرچم بست : پرچمى براى أوس كه به دست أسيد بن حضير داد و پرچمى براى خزرج كه به دست حباب بن منذر يا سعد بن عباده سپرد و پرچمى هم براى مهاجرين به دست علىّ بن أبى طالب عليه السلام ( و به قولى مصعب بن عمير ) . بازگشتن منافقين در محلّ « شوط » در ميان مدينه و أحد « عبد اللّه بن أبى بن سلول » با يك سوم مردم به مدينه بازگشت و گفت : حرف جوانان را شنيد و گفتار ما را ناشنيده گرفت . اى مردم ! ما نمىدانيم كه بايد براى چه خود را به كشتن دهيم ؟ و چون با منافقان قوم خود بازمىگشت ، « عبد اللّه بن عمرو بن حرام » ( از بنى سلمه ) در پى ايشان شتافت و گفت : اى مردم ! از خدا بترسيد و در چنين موقعى كه دشمن نزديك آمده است ، قبيلهء خود و پيامبر خود را تنها نگذاريد . گفتند : اگر مىدانستيم جنگى پيش خواهد آمد ، شما را تنها نمىگذاشتيم ، امّا مىدانيم كه جنگى روى نخواهد داد . « عبد اللّه » كه از آنان نااميد شده بود گفت : اى دشمنان خدا ! خداوند شما را از رحمت خود دور كند ، به همين زودى خدا پيامبر خود را از شما بىنياز خواهد كرد . دو قبيلهء « بنى حارثة بن نبيت » ( از أوس ) و « بنى سلمة بن جشم بن خزرج » نيز سست شدند و خواستند بازگردند كه خداوند استوارشان داشت [ 1 ] .
--> [ 1 ] - سورهء آل عمران ، آيهء 122 .